دلتنگ
يه جمله ي عميق وسط آهنگ *بي تو من در همه ي شهر غريبم*
و يه قطره اشك كه بهم فهموند چقدر دلم براي داشتنت تنگ شده
امشب دستام بهونه ي دستاتو داره و چشام حسرت يه نگاه به اون
چهره ي معصوم
چقدر سخته آرزوي كسي رو داشتن كه آرزوتو نداره
و چقدر سخته دلتنگ كسي بودن كه دلتنگ ديگريه
خواستم رو يادت خط بكشم مي خواستم ديگه دلتنگت نباشم
از جام بلند شدم چراغاي اتاقو روشن كردم سكوت رو شكستم
آهنگو قطع كردمو اشكامو پاك اما قطره ي اشك بعدي هم سر خورد...